معنی نام های جغرافیایی

 هیمالیا : هیما( برف) لیا ( خانه) یعنی خانه برف

 کانادا : اسم سرخپوستی است. ( در جای دیگری به عنوان نام هندی هم ذکر شده است) به معنای روستای بزرگ

فرانسه : از قوم اولیه آن یعنی فرانک، برگرفته شده است.

 مصر : یعنی شهر، امصار یعنی شهرها (اسم عربی)

 قاهره : چون بنای آن در زمان حکومت قاهر فاطمی بود.

 تنگه بُسفُر : گذرگاه گاو

 بیابان کالاهاری : واژه کالاهاری در زبان بوتسوانا به معنای محل بدون آب است.

 رود آمازون: آمازون در لغت به معنای «شیرزن» است.
و در اسطوره های یونانی به قومى‌ از زنان‌ افسانه‌اى و جنگجو " آمازون " گفته  می شد.

 رودخانه پارانا:مانند دریا - به عظمت دریا

 اندلس( جنوب اسپانیا) : سرزمین واندالها

 ربع‌الخالی : خانه و سرای خالی

 تنگه برینگ : از نام کاشف آن " ویتوس برینگ " دانمارکی برگرفته شده است

 دانوب : اصلش "دانو " به معنای رود است

 قله مون بلان : کوه سفید (اسم فرانسوی)

 اقیانوس آرام : ماژلان دریانورد آن را نامگذاری کرد. به موج های کوتاه آن نسبت به اقیانوس اطلس بود.

 دریای سرخ : به علت وجود جلبکهای قرمز رنگ در آن

 لوت : برهنه و عریان از گیاه

 قطب :دورترین جا و مکان - مرکزیت یک چیز

 تل آویو : تپه بهار

 ریاض : باغ و بستان

 قبرس : سرزمین معادن مس

 قطر :کشور،اقطار: کشورها

 کویر : شوره زار

 هامون : دشت، سرزمین هموار

 کویت : قلعه، اسم هندی

 لوس آنجلس : شهر فرشتگان، اسم اسپانیایی

منبع ؛ لغت نامه های
دهخدا - عمید -معین

 

 

ریشه نام های بعضی کوه های معروف ایران :

 دماوند
دماوند يا دنباوند مركب از دو جزء دم به معناي دمه و بخار و پسوند آوند. به معناي داراي دمه و دود و بخار.

 البرز
البرز در پهلوي، هربرز، هره‌برز، هربورس و در اوستا، هره برزئيتي و يا هارابرزايتي ناميده شده است.
اين اسم مركب از دو جزء هر به معني كوه و برز به معني بالا، بلند و بزرگ و در مجموع به معني كوه بلند، كوه مرتفع و كوه بزرگ است.

زاگرس
ریشه اوستایی آن زاگر Za-G'R' به معنای کوه بزرگ است.
بنا به نظر آقاي دكتر پرويز اذكائي نام زاگرس برگرفته شده از نام يكي از قبايل ماد به نام زاگارثی/ساگارتی (Zagarthians/Sagarthians) بوده كه با تغيير ساگارت= زاگارت= زاگرت به زاگرس تبديل شده است.
واژه زاكرو به معني پشته‌ بلند سربركشيده است و همين واژه در نزد يونانيان زاگرس شده است.

 تفتان
درباره‌ نام تفتان برخي معتقدند كه اين نام از واژه‌ي تفت به معناي گرم و سوزان آمده است و اين نامگذاري به سبب خروج دمه‌هاي آتشفشاني مركب از بخارآب و گازگوگرد از دهانه‌ي آن است.

 سبلان
سبلان را در محل سولان گويند.
بعضي آن‌را برگرفته از كلمه‌ي تركي سو-آلان به معني آبگير مي‌دانند.
شايد اين وجه تسميه به سبب وجود برف‌هاي دايمي بوده كه هميشه آب‌ها و چشمه‌ها از آن جاري است.

در زبان ترکی ساوالان از دو کلمه "ساو" به معنی "وحی" و "آلان" هم یعنی "گرفتن" نیز به کار برده شده است که در اینصورت "ساوالان" به معنی "وحی گیرنده" نیز می باشد.

توچال
به معني چال آبگير و درياچه‌ي كوچك است.
چون قله‌ توچال در كنار درياچه قرار دارد آن را بدين نام خوانده‌اند.

 خرسان
از كوه‌هاي تخت سليمان. به مناسبت وجود خرس‌هاي زياد در اين منطقه آن را خرسان ناميده‌اند.

دركه
واژه دركه مصغر و کوچک شده دره به معني دره كوچك است.

 شيركوه
واقع در جنوب غربي يزد.
دو روايت براي وجه تسميه وجود دارد :
۱- شكل كوه مانند شيري است كه سر بر دست نهاده و خفته است
۲- قله اين كوه در بيشتر روزهاي سال از برف پوشيده و به رنگ شير، سفيد است.

 كركس
در ۱۲ كيلومتري جنوب غربي نطنز قرار دارد. حمداله مستوفي در باره‌ي كركس نوشته است:
كوهي سخت بلند است و از بلندي كركس بر فرازش نمي‌رود.

 هزار
فراواني وجود گياهان معطر و داروئي گوناگوني است كه قبلا به هزارگياه معروف بوده و وجود گياهان معطري كه عطر آن فضاي كوهستان را آكنده مي‌سازد.

 الموت
قلعه‌ الموت را به سبب ارتفاعي كه دارد ((اله‌موت)) گفتند يعني عقاب آشيان، زيرا ((اله)) به معني عقاب و ((آموت)) به معني آشيان است
و چون عقاب در جاهاي بلند آشيان مي‌كند، آن قلعه را بدين نام خوانده‌اند و به كثرت استعمال ((الموت)) شده است.

كافركوه
در امتداد ديوار عظيم پلوار واقع شده است. وجه تسميه اين قله به دليل سختي و خشني صخره‌ها و ديواره‌هايش مي‌باشد.

 منبع ؛
- كتاب كوه‌ها و غارهاي ايران، ص۳۲۰
- فرهنگ معین و دهخدا
- تاريخ تهران